شیرین کاریای رادین
عزیزم..همین طور روزها میگذره و تو بزرگ میشی ....شیرین کاریاتم بیشتر میشه... 
از وقتی که به دنیا امدی و بعد از 10 روز که ما از خونه مامانی زهره برگشتیم خونه خودمون و حال منم یه کم بهتر شده بود بابایی برای تو اهنگ های کلاسیک میزاشت مخصوصا اهنگ های یانی...
اینقدر برات گذاشته بود که تو عاشق اهنگاش بودی و تا اهنگ و میذاشتیم ساکت میشدیو حتی صداهایی از خودت در میاوردی که انگار داشتی باهاشون حرف میزدی...
عاشق دوتا از اسباب بازیات بودی یکی اون موزیکال بالای تختت که وقتی برات روشن میکردم خیلی اروم میشدی یکی ام اون اویز بالای تختت اینقدر دوستشون داری تا اون هارو میبینی چنان دست و پایی میزنی به سرعت نور که حتی میخوای با دستات اون هارو بگیری اما نمیتونی عزیزم....

عاشق تلوزیون هم شدی...تا میزارمت جلوی تلوزیون میخش میشی و حتی وقتی میخوام از جلوی تلوزیون برت دارم اینقدر قر میزنی که دوباره مجبورم بزارمت سر جات...

عاشق تخت ننوییت هستی تا میزارمت توی تختت و دو تا تکون میدم سریع خوابت میبره عزیزم برای همینم وقتی روی پاهام میذارم و تکونت میدم سریع اروم میشی و خوابت میبره پسر نازم
ساعت خوابتم که حرف نداره عشق من...شب تا ساعت 11 دیگه باید خواب باشی...ساعت خوابت شده 11 یعنی غر خوابت و میزنی و میخوابی هر 2 ساعتم برای شیر خوردن بلند میشی و شیر که میخوری دوباره اروم میخوابی و ساعت حدودای 9 صبح دیگه کامل از خواب بیار میشی عشق من..ماشالله ساعت خوابیدنت حرف نداره عزیزم....
وقتی گشنه ت میشه عزیزم...اینقدر دستاتو میخوری که من از دست خوردنت میفهمم گشنه ای ...اولش هیچی نمیگی و ارومی و فقط دستات و میخوری یه پنج دقیقه که میگذره یه صداهایی از خودت در میاری و اگه بازم کسی تحویلت نگیره دیگه عصبانی میشی و میزنی زیر گریه عزیزم...عاشق دست خوردنتم..خیلی با نمک میشی عزیزم....
موقع دستشویی کردنتم که خیلی خنده داره..دقیقا مثل یه ادم بزرگ دستشویی میکنی عزیزم...عاشقتم مامانی...
........خوشم میاد وقتی ام کارت تمام میشه میخندی...دوستت دارم مامانی....


شیرین کاریای رادین
